تبلیغات
به سلامتی همه رفیقـــ ـــ ــ ـ ـ ـ ـا - مطالب شهریور 1392
 
به سلامتی همه رفیقـــ ـــ ــ ـ ـ ـ ـا
به سلامتی همه رفیقـــ ـــ ــ ـ ـ ـ ـا
یکشنبه 31 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
همیشه حرارت لازم نیست،

گاهی از سردی یک نگاه..

می توان آتش گرفت..!!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
هر کس زخم های دستم را دید پرسید :

چرا با خود چنین کردی؟

اما هیچکس زخم های بزرگ دلم را ندید . . .

تا بگوید:

چرا با تو چنین کردند ......




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
بِه سَلامَتیه روزی کِه . . .
اِسمَم بیاد رو لَبِ رِفیقام
پوزخَند بِزَنَن وَ با پُشت دَست اَشکاشونو پاک کُنَن وَ بِگَن . . ؛

هِهههههی ! ! !
کی فِکرِشو می کَرد ؟ ؟
Photo: ‎بِه سَلامَتیه روزی کِه . . .
اِسمَم بیاد رو لَبِ رِفیقام
پوزخَند بِزَنَن وَ با پُشت دَست اَشکاشونو پاک کُنَن وَ بِگَن . . ؛

هِهههههی ! ! !
کی فِکرِشو می کَرد ؟ ؟‎




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
عشق...
پیرمردی صبح زود از خانهاش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد میشدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند. پیرمرد گفت....زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا میروم و صبحانه را با او میخورم. نمیخواهم دیر شود!پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر میدهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمیشناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که میدانم او چه کسی است...!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
خسته از نوشتنای الکی :( از اعتمادای خرکی :)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد

انقدر با چشمانت فریاد مزن

مگر میخواهی پرده ی گوشم را بدَری؟

میفهمم .داد نزن .

چشمانت را ببند .

خاموش شو !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
آن روزها حتی بیسکوئیت ها

هم ماندنی بودند! اسمشان "مادر" بود. . .

اما امروز چی؟

حتی اسم بیسکوئیت ها هم شده : های.بای




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
خدایا .......... !

آلودگی آدما از حد گذشت

چرا دنیا رو چند روزی تعطیل نمی کنی ؟ ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
قهر که می کنید

مراقب فاصله ها باشید

بعضیا

همین حوالی

منتظر جای خالی

برای نشستن می گردند ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
احکام عشق:
دیدنت واجب .....
بوسیدنت مستحب....
سکوتت مکروه ....
نبودنت به خدا حرام
احکام عشق: 
دیدنت واجب .....
بوسیدنت مستحب....
سکوتت مکروه ....
نبودنت به خدا حرام ♥




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 9 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
با موجودات عجیبی زندگی میکنیم

موجوداتی که...

تنها با “بی محلی” آدم می شوند !!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 9 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
توی ِ رابطه
ﻫﺮ ﻏﻠـﻄﯽ ﺭﻭ ﺍﻧـﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ...

ﺍﺳﻤـﺶ ” ﭘﺎﻳـﻪ ﺑـﻮﺩﻥ ” ﻧﻴـﺴﺖ !
ﺧـَـﺮﻳـَﺘـﻪ ...!!!
توی ِ رابطه 
ﻫﺮ ﻏﻠـﻄﯽ ﺭﻭ ﺍﻧـﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ...

ﺍﺳﻤـﺶ ” ﭘﺎﻳـﻪ ﺑـﻮﺩﻥ ” ﻧﻴـﺴﺖ !
ﺧـَـﺮﻳـَﺘـﻪ ...!!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 8 شهریور 1392 :: نویسنده : مِستِر مِمَد
مثل تـیغ باشـ کـه هیچ وقـت محتاجــ نوازش نباشـے



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مِستِر مِمَد
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :